جوجه طلایی ما

بازم قسمتمون کن

السلام علیک یا ضامن آهو دلم نمیاد بگم خداحافظ آقا..چون دلم میخواد خیلی زود دوباره قسمتمون بشه..بیام زیارتت. یک ساعت دیگه راه می افتیم .از استرس دیشب اصلا خواب به چشمام نیومد.خدا خودش سفرمون وبخیر کنه..همه بسلامت به مقصد برسند. واما گل پسر مامان اصل وقت نماز شلوغ کاری هاش شروع میشد.. یه سرهم به باغ موزه نادریه زدیم.راستش هوا یه خورده سرده.همش میترسم سرما بخوری به همین خاطر زیاد نگشتیم. دیشب گیر داده بودی به ویلچر یه پیرزن همش هلش میدادی😂😂😂 تا صدای مداحی میاد سینه میزنی😊 اینقدراز پر دست خادم ها خوشت می اومد که برات خریدیم😁 ودر آخر ضامن چشمان آهوها به دادمان برس. نایب الزیاره همه بودم..🙏 ...
22 مهر 1397

قدم بردار نازنینم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع) گل پسر مامان هیچ چیز لذت بخش ترازاین نیست که بشینم وراه رفتنت رو ببینم..اونم تو حرم امام رضا. چندتا کفش داری که همشون بهت بزرگن..کلی بازار مشهد وزیر ورو کردیم تا بالاخره یه کفش اندازه ات پیدا کردیم. فدای قدم های کوچولوت..بیمه امام رضا کردمت تا انشاالله زیر سایه اهل بیت قد بکشی وبشی سرباز امام زمان(عج). خدا مهربون نظر لطفت رو روبه ما برگردون وعنایت کن تا بتونم فرزندی صالح تربیت کنم. زیربارون تو حیاط جامع رضوی دعای گوئه همه بودم.. راستی..این روزای تو. موقع نماز خوندن غیرقابل کنترل میشی همش میری سمت مهر ها ومیزاری تودهنت..میری سمت بچه ها و هاااا میگی بهشون😂😂😂 یه سررفتیم پاساژ غدیر تا کفش بخریم برا...
21 مهر 1397

سوپرایز

سلام گل پسرم. انشاالله قراره فردا صبح راه بیافتیم بریم قم بعدهم مشهد پابوس امام رضا. خیلی خوشحالم.ساعت 8بود که داشتم وسایلو آماده میکردم که زنگ خونه رو زدن..یه اتفاق خوبی افتاد . خاله فائزه جون از تهران اومده بود.از ذوقم همچیین جیغی کشیدم که هم تو ترسیدی هم بابا جونت...آخه بهترین اتفاق افتاده بود وحسابی دلم براش تنگ شده بود. تا ساعت 1شب با هم بازی کردین. . حالا هم من بیدار شدم تا بقیه وسایل وآماده کنم. خدای مهربون ممنون بخاطر نگاهت لطفت کرمت.. بیشتر هوامونو داشته باش..مخصوصا خواهر گلم.
17 مهر 1397

تو راه میروی ومن پرواز میکنم.

سلام عزیز دلم. قدم نهادن تو در این دنیا بهترین اتفاقی بود که تصورش را میکردم اکنون که قدم های کوچکت به استواری رسیده بدان که تمام آرزوهایم را به این دو پای کوچکت گره زده ام پسرم بگو یا علی و بر زانوانت دست بگذار و محکم بایست دنیا را پشت سر بگذار و بر شگفتی های هر روزه ات بیفزای پسر کوچک من قدم های بعدی را استوارتر بردار ومطمئن باش ما در پس قدم هایت همچون کوه ایستاده ایم تا اگر پایت لغزید با نهایت عشق تو را به آغوش بکشیم.. عزیزتر از جانم با تمام عشق به قدمهایت می نگرم و از خداوند منان آرزوی بهترینها را برایت دارم. 29شهریور سال1397بود که اولین قدم روبرداشتی.. این روزهای تو.. به قول خاله فائزه.مثل آدم آهنی راه میری😂😂 وقتی می افتی میگی ا...
8 مهر 1397

تولدت مبارک

سلام ناز پسر مامان خوش بحالت شد..مرکز بهداشت واکسن نداشت وموند واسه یکشنبه. یک سال پیش من تواین ساعتها چه حسی داشتم😐 کمر درد شدید..ولی یه حس عجیب وخوب..چون تو کنارم بودی. توبغلم بودی..انقدر گشنه ات بود که همش دستاتو میخوردی.. خدا جون شکرت..بخاطر همه چیز شکرت. پسرم مراقب باش، اینجا زمین است. اینجا زمین گاهی خشک و سخت، وگاهی نرم و نمناک است. اما باید طوری زندگی کنی که همیشه ردپای بودنت برای جهان و جهانیان بماند. نگذار زمین و آسمان سرنوشت تو را تعیین کنند و باید این را بدانی که نه آمدنمان دست خودمان است و نه رفتنمان!!! اما آمدن ورفتن دونقطه اند، اینکه چگونه بهم وصل میشوند، هنر آدم بودن و آدم ماندن ماست. پسرم تولدت مبارک..همیشه بهترین با...
23 شهريور 1397

تولدت مبارک گل پسرم

سلام عزیزترینم پسر عزیز تر از جانم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگیم است گاهی با خود فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست فرشته ی کوچک من از خدا هزاران بار ممنونم که شادی بودنت را به من بخشید پسرم تولدت مبارک😍😍😍😍😍😘😚😘😘 این روزای تو.. با ذوق دو سه قدم میری ومی افتی اونم با احتیاط وآرام. محرم رسیده وبا شنیدن صدای مداحی وروضه هم دست میزنی😯 به به و ددر وآپ وماما ن و خیلی میگی ... هنوز خوابت اذیتم میکنه..وقتی خونه خودمونیم خیلی خوبی..ولی خدا نکنه بریم جایی ..اصلا نمیخوابی و همش نق میزنی امروز که از ساعت 6صبح بیدا ر شدی ونخوابیدی تا ساعت 9شب. فدات شم فردا وقت واکسنت...
21 شهريور 1397

یازده ماهگی

سلام پسرنازنینم کم کم داریم به تولدت نزدیک میشیم.. امروز یازده ماهت شد😊 این روزای تو.. هنوز نمیتونی بدون کمک بایستی . تالباس میپوشم یا کالسکه تو میارم..سرتو خیلی معصومانه کج میکنی ومیگی  د` د ` عزیز دلی دیگه.. میری سریخچال وباذوق میخوای درش وباز کنی..وقتی دریخچال وبرات باز میکنم زود دستتو برای بطری آبت دراز میکنی ..   امان از وقتی که تلویزیون آهنگ پخش کنه ..سرتو با ریتم آهنگ تکون میدی وبا دستان میخوای بشکن بزنی..چون نمیتونی با دهن صداشو درمیاری😂😂 عاشق سیم های برقی😯😯 سیم جاروبرقی ..اتو..تلفن.. کلا همه رومیگیری میکشی.. چاردست وپاازپله ها هم بالا میری.. انبه وموزوهندونه وماست خیلی دوست داری. یه ذره هم تنبلی هااا تا چی...
29 مرداد 1397

ضربان قلب منی

سلام به روی ماهت.. عزیزترازجانم..هر روز شیطون تر میشی وکارای خطرناک میکنی.. سیم برق وکشیدی واز پریز درآوردی😕 شعله پخش کن واز زیر قابلمه (سرگاز)کشیدی وانداختی زمین😲 خدا رحم کرد بهمون وچیزی بهت نشد..خدا روصدهزار بار شکر😊😊 هنوز راه نمیری ولی واسه چند ثانیه بدون کمک وایمیسی..قربون قدوبالات برم😍😘 تا تلویزیون آهنگ پخش میکنه..محکم دست میزنی حتی بشکن هم میزنی ..وبا دهن صدا درمیاری اینقدر شیرین شدی که جون میدم برات😂 ...
15 مرداد 1397

جان جانان منی

سلام نازنین پسرم آخرین روزازتیرماه هم سپری شد. دوروزه تا بهت میگم بوس بده پیشونیتومیاری جلو تا ببوسم..بعضی وقتا هم بی محابا خودت سرتو میاری جلو😂😂 دوبار همچین محکم با پیشونی زدی به لبم که زخم شد😯...فدای سرت عزیزم. امروز بیشترازپنجاه بار بوسیدمت وتوهم خسته نمیشدی وبازیت گرفته بود😄😄 خیلی جالبه که هیشکی وبوس نمیکنی..الا خودم😘😚😚😚 اینم شده یه بازی واسه ما😗😙😚😘 هنوز راه نمیری..ولی سرپا وایمیسی ،خیلی هم ذوق میکنی. هواخیلی گرمه وکمتر بیرون میبرمت.به همین خاطر باهات بازی میکنم که کمتر بی قراری کنی..لی لی حوضک وخیلی دوست داری..ماشین بازی وتوپ بازی رو هم همینطور..البته دالی موشه روهم دوست داری😂😂 دیگه چی میمونه😅😅 عاشقته مامان😍😍...
30 تير 1397