جوجه طلایی ما

یازده ماهگی

سلام پسرنازنینم کم کم داریم به تولدت نزدیک میشیم.. امروز یازده ماهت شد😊 این روزای تو.. هنوز نمیتونی بدون کمک بایستی . تالباس میپوشم یا کالسکه تو میارم..سرتو خیلی معصومانه کج میکنی ومیگی  د` د ` عزیز دلی دیگه.. میری سریخچال وباذوق میخوای درش وباز کنی..وقتی دریخچال وبرات باز میکنم زود دستتو برای بطری آبت دراز میکنی ..   امان از وقتی که تلویزیون آهنگ پخش کنه ..سرتو با ریتم آهنگ تکون میدی وبا دستان میخوای بشکن بزنی..چون نمیتونی با دهن صداشو درمیاری😂😂 عاشق سیم های برقی😯😯 سیم جاروبرقی ..اتو..تلفن.. کلا همه رومیگیری میکشی.. چاردست وپاازپله ها هم بالا میری.. انبه وموزوهندونه وماست خیلی دوست داری. یه ذره هم تنبلی هااا تا چی...
29 مرداد 1397

ضربان قلب منی

سلام به روی ماهت.. عزیزترازجانم..هر روز شیطون تر میشی وکارای خطرناک میکنی.. سیم برق وکشیدی واز پریز درآوردی😕 شعله پخش کن واز زیر قابلمه (سرگاز)کشیدی وانداختی زمین😲 خدا رحم کرد بهمون وچیزی بهت نشد..خدا روصدهزار بار شکر😊😊 هنوز راه نمیری ولی واسه چند ثانیه بدون کمک وایمیسی..قربون قدوبالات برم😍😘 تا تلویزیون آهنگ پخش میکنه..محکم دست میزنی حتی بشکن هم میزنی ..وبا دهن صدا درمیاری اینقدر شیرین شدی که جون میدم برات😂 ...
15 مرداد 1397

جان جانان منی

سلام نازنین پسرم آخرین روزازتیرماه هم سپری شد. دوروزه تا بهت میگم بوس بده پیشونیتومیاری جلو تا ببوسم..بعضی وقتا هم بی محابا خودت سرتو میاری جلو😂😂 دوبار همچین محکم با پیشونی زدی به لبم که زخم شد😯...فدای سرت عزیزم. امروز بیشترازپنجاه بار بوسیدمت وتوهم خسته نمیشدی وبازیت گرفته بود😄😄 خیلی جالبه که هیشکی وبوس نمیکنی..الا خودم😘😚😚😚 اینم شده یه بازی واسه ما😗😙😚😘 هنوز راه نمیری..ولی سرپا وایمیسی ،خیلی هم ذوق میکنی. هواخیلی گرمه وکمتر بیرون میبرمت.به همین خاطر باهات بازی میکنم که کمتر بی قراری کنی..لی لی حوضک وخیلی دوست داری..ماشین بازی وتوپ بازی رو هم همینطور..البته دالی موشه روهم دوست داری😂😂 دیگه چی میمونه😅😅 عاشقته مامان😍😍...
30 تير 1397

ده ماهگی

سلام عزیزترازجانم 22روزاز تابستان گرم میگذره و من جشن ده ماهگی تورو میگیرم. با ذوق دستا تو از تودستم ول میکنی وسعی میکنی سرپا وایسی.. دندونای نیشت هم دارن درمیان. عزیز نازنینم خیلی دوستت دارم. ...
27 تير 1397

عشق مامان

سلام نازنین پسرم. این روزای تو. امروز برای اولین بار دست دادی بهم..تا دستمو دراز میکنم دست میدی واینقدر ذوق میکنی وقتی دستمون تودست همه ...محکم تکون میدی دستمو😀😀 دوروزه باماشین پلیست مشغولی😊 البته نا گفته نمونه که همش بهونه میگیری ومیای بغلم. ازمبل میگیری وراه میری ودور اتاقومیزنی. تادر خونه وباز میکنم باهمسایه صحبت کنم.مثل ماشین کوکی (سریع)میری خونشون😂 تا بابایی از سرکارمیادمیری بغلش..انگاری یه ساله ندیدیش. بابایی هم با اینکه خسته اس ولی میبرتت بیرون پدر وپسریه دورمیزنین وبستنی به دست میاین خونه. اینقدر بالذت بستنی میخوری😋😋 ماشاالله شش تا دندون درآوردی. همش دستمو گاز میگیری..وقتی هم بغلمی.گیرمیدی به چونه ام وگاز میگیری..جوری که اشکم...
18 تير 1397

تندیس دست وپای گل پسرم

این مطلب انتشار نشده مال 22اسفند سال 1396می باشد😀😀 عزیز تراز جانم امروز شش ماهت کامل شد. باخاله نفیسه کلی تلاش کردیم تا بتونیم تندیس دست وپاتو درست کنیم. ولی از اونجایی که گل پسرمن خیلی حساس وقلقلکیه اصلا اجازه نمیدادی😯😯 بالاخره با زحمات فراوان وخرابکاری های بسیار..موفق شدیم یه چیزی درست کنیم.. تزئینات اتاقت هم در آخرین روزهای اسفند که چه عرض کنم آخرین ساعات سال 1396..به اتمام رسید. امسال مطمئنم سال خوبی خواهد بود..چون فرشته ای مثل تو کنارمونه..باتوکل به خدا .. مامان عاشقانه دوستت داره..😍😍 ...
9 تير 1397

نه ماهگی

سلام عزیز دلم. این روزا ذهنم همش درگیر دستات بود یادم رفت مطلب واسه نه ماهگیت بزارم..ببخش ناز گلم. دلبری هات خیلی بیشتر شده،وقتی بابایی میاد اینقدرخوب ازش استقبال میکنی که محو رفتارت میشم. صبح ها وقتی بابایی میره سرکار پشت سرش گریه میکنی..ومن دراون لحظه ماموریت دارم سرت وگرم کنم تامتوجه رفتن باباییت نشی😐😐 هرروز عزیز تر وشیرین تر میشی..خودتو لوس میکنی وبعضی وقتا الکی گریه میکنی تابغلت کنم...(منم تواین مورد به بقیه گوش نمیدم که میگن بغلش نکن بزار بغلی نشه) باتمام وجود بغلت میکنم.. کوچکترین چیزی که روی زمین باشه میزاری تودهنت وهیچ جوره هم نمیزاری از دهنت در بیارم.. همین الان داشتی بغل بابایی بازی میکردی وباهم فوتبال برزیل وسوئیس ونگاه میک...
27 خرداد 1397

عیدفطر

سلام عزیز تراز جانم عیدت مبارک گل پسرم. دستات یه خورده بهتر شده.دکترت گفته نباید پیش گل وگیاه ببرمت..این چند روزهم هوا خیلی خوبه.دلم نمیاد نبرمت پارک اما دیگه بخاطر خودت مجبورم خونه نگهت دارم تا خوب خوب بشی😘 امروز وقتی حاضرت کردم که بریم بیرون ،بدون اینکه حرفی بزنم بای بای کردی...یعنی عاشقتم عزیزم.. من وبابایی یه ساعت قربون صدقه ات رفتیم... رفتیم خونه بابابزرگ وعید وتبریک گفتیم... ازاونجا هم یه سررفتیم خونه خاله عزیزت.. پیش محمدحسین ومحمدصالح ونازنین مریم😙😙   ...
25 خرداد 1397

اولین مریضی

سلام نازنین پسرم هیچ وقت دوست نداشتم این اولین باشه.. واسه اولین بار سرماخوردی..با اینکه اینقدرمواظبتم ورعایت میکنم.اما هوا یهو سرد میشه ..ورعد وبرق های شدید..منم که ترسو😂😂 روی دستت هم جوشای قرمز ریز دراومده که نگرانیم بیشتر شده😭 البته با داروهایی که بهت دادم سرفه هات خوب شده اما حساسیت روی دستات هنوز مونده..به امیدخدا زود زود خوب میشی ..عزیز دلم😘😘 ...
15 خرداد 1397