جوجه طلایی ما

عیدفطر

سلام عزیز تراز جانم عیدت مبارک گل پسرم. دستات یه خورده بهتر شده.دکترت گفته نباید پیش گل وگیاه ببرمت..این چند روزهم هوا خیلی خوبه.دلم نمیاد نبرمت پارک اما دیگه بخاطر خودت مجبورم خونه نگهت دارم تا خوب خوب بشی😘 امروز وقتی حاضرت کردم که بریم بیرون ،بدون اینکه حرفی بزنم بای بای کردی...یعنی عاشقتم عزیزم.. من وبابایی یه ساعت قربون صدقه ات رفتیم... رفتیم خونه بابابزرگ وعید وتبریک گفتیم... ازاونجا هم یه سررفتیم خونه خاله عزیزت.. پیش محمدحسین ومحمدصالح ونازنین مریم😙😙   ...
25 خرداد 1397

اولین مریضی

سلام نازنین پسرم هیچ وقت دوست نداشتم این اولین باشه.. واسه اولین بار سرماخوردی..با اینکه اینقدرمواظبتم ورعایت میکنم.اما هوا یهو سرد میشه ..ورعد وبرق های شدید..منم که ترسو😂😂 روی دستت هم جوشای قرمز ریز دراومده که نگرانیم بیشتر شده😭 البته با داروهایی که بهت دادم سرفه هات خوب شده اما حساسیت روی دستات هنوز مونده..به امیدخدا زود زود خوب میشی ..عزیز دلم😘😘 ...
15 خرداد 1397

هشت ماهگی

س سلام نازنینم اینقدر درگیرم اصلا فرصت نکردم یه سربه صندوقچه خاطرات بزنم..آخه گل پسرم شروع کرده چاردست وپا راه میره.. دکوراسیون خونه روچندبارعوض کردم وچیزای خطرناک وازجلو دست برداشتم.اما باز میری سراغشون وهمه چیز ومیریزی بهم. عاشق پلاستیکی😂😂😂یه پلاستیک میگیری دستت وتیکه تیکه میکنی😅 باکتابت بازی میکنی وتا به عکس اردک میرسی میگی اوگ اوگ...مثلا صدای اردکه😂 یه خورده هم سرماخوردی وسرفه میکنی😢 با این حال بهترین وعاقلترین بچه ای عزیزم. خیلی دوستت دارم وعاشقتم.   ...
7 خرداد 1397

هفت ماهگی

22روزاز فروردین سال 97گذشته عزیز نازنینم امروز هفت ماهت تموم شد.. هرروز شیرین تر میشی ودلبری میکنی واسه من وبابات😍 وقتی میگم دسی دسی دست دست...قشنگ میفهمی ودست میزنی.. دوتااز دندونای پایینتم دراومده. ازاین سراتاق قل میخوری میری اون سر😂😂 ماشاالله یه جا بند نمیشی..یه خورده هم دنده عقب میری..برای گرفتن اسباب بازیهات خودتو اینور واونور میکنی وباتلاش فراوان موفقم میشی👏👏👏 خلاصه یه پسری شدی که لنگه ات هیچ جا نیست..عزیزی😘😘😘
27 فروردين 1397

دندون طلای مامان

20روزاز فروردین سال 97گذشته امروز جشن دندونی عزیز دلم گل پسرم محمد کسری بود😍😍 پسردارم یه دونه،قشنگ ومهربونه توی دهان محمدکسری یه گل زده جوونه گل نگو مرواریده،مثل طلا سفیده زنده باشی عزیزم😊😊 عاشقتم مامان😘😘 ...
22 فروردين 1397

سیزده بدر

13فروردین 97 بالاخره ایام عید تموم شد وسیزده بدر رسید.. باعموها وبابابزرگ ومامان بزرگ رفتیم حوالی سداکباتان وسیزده رو در به در کردیم. خیلی پسرخوبی بودی..ممنون عزیزم گل پسرم شده زنبور عسل مامان وبابا.😍😍 عاشقتم..
14 فروردين 1397

پدرم تاج سرم

11فروردین سال1397 هنوز قَدَّم به قدِ بابا نرسیده بود که تو سٌجده های نمازش سوار کولش میشدم ، دستامو دور گردنش حلقه میکردم و با صدای بلند میخندیدم و بابا هیچوَقت بخاطر اینکارم منو سرزنش نکرد ، بجاش وقتی دستام دور گردنش بود و از کولش آویزون بودم محکم تر وایساد تا نذاره زمین بخُورم اون موقع قوی بودنِ بابا از نظرِ من همین وقتا بود ، بُزرگتر که شدم فکر کردم چون بابا کَله ی عروسکمو به تنش وصل میکنه قویه ، بعدتر قوی بودن بابارو وقتایی دیدم که وقتی چند کیلو میوه رو یهو تو دستاش میگرفت و میاورد خونه ، بابا قَوی بود ، دیگه مُطمئن شده بودم که قویه ، چون میدونستم واسه هر هزار تومن پولی که میاره تو خونه عرق ریخته و زَحمت کشیده ، پُشت هر لبخندی که میزنه ه...
11 فروردين 1397

اولین ها..

سلام عزیز دلم واسه اولین بار رفتی آرایشگاه.. اولین مشتری آرایشگاه تارامو در سال 1397 توبودی..قربون قدوبالای گل پسرم😍😍 راستی امروز برای اولین بار بابا رو هجی کردی.. عاشقتم مامان😙😙😙 ...
8 فروردين 1397