جوجه طلایی ما

جان وجانان منی

شیرین زبونم

1398/10/24 16:13
نویسنده : مامان وبابا
20 بازدید
اشتراک گذاری
سلام عزیز دل مامان...

خدا روشکرواسه بودنت..واقعا که زیباترین هدیه ای هستی که خدا بهم داده..

شیرین زبونیات ودلبری کردن هات که حد وحساب نداره..

به قول تو ....دلبری میتونه😅😅😅😅

داری رنگها رو یاد میگیری..وهمش سوالمیپرسی این چیه...یعنی چه رنگیه..

مثلا به بنفش میگی:نببش

کافیه برنامه شبکه پویا تموم بشه وخط های رنگی بیاد یه ساعت هم بزاریم با اونا بازی میکنی  واسم رنگ ها رو به غلط میگی😅😅

دیشب بابایی برات حباب ساز خریده بود..دایی وزندایی هم یه سر اومدن خونمون..

کلی حباب بازی کردی ودایی جون و هم اذیت کردی...

گوشیمو میگیری دستت ومیگی میخوام ماشین بگیرم..

امروز رفتی رو صندلی تا دستت برسه به میز.بعد باتعجب ازم پرسیدی مامان گوشی من کو ؟؟؟؟رفتم گوشیتو آوردم

دوباره پرسیدی نه گوشی من کو؟؟ا

من که منظورت وفهمیده بودم...

هرچیزی که به عنوان گوشی ازش استفاده میکردی آوردم...دوباره پرسیدی...گوشی شما کووو؟؟؟

شیطونک من😂😂😂😂

خیلی دلم میخواد که کلمه به کلمه ولحظه به لحظه شیرین کاریاتو ثبت کنم..اما  وقت نمیشه...تا گوشی دستم میگیرم..میخوای..منم نمیخوام از الان با گوشی سرگرم بشی..

دیروز دیدم رفتی توگوگل وداری بازی میکنی...وهمش گیم اور میشی😂😂😂😂

روزی هزار بار هم به خاطر بودنت شکر کنم کمه....عزیز دلم دوستت دارم..

اینجا هم قلم وجوهر وازم گرفتی ونقاشی میکشی...هنرمند کوچیک من😘😘😘



اینجا هم اومدی ادای خاله مرضی جون ودربیاری که پتو میندازه رو سرش میخوابه😂😂

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

mahsamahsa
28 دی 98 11:58
عزیزم ماشالله خیلی نازه خدا حفظش کنه گل پسرو❤️