جوجه طلایی ما

پنجمین ماهگرد

1396/11/23 22:03
نویسنده : مامان وبابا
89 بازدید
اشتراک گذاری
22بهمن سال1396

5 ماهه که قدم به دنیـــای ما گذاشتی و شدی همه زندگــــی مـن و پـدرت .
چه زود گــذشت !

این روزهای تو ؛

صداهای بامزه در میاری و میگی:گی گی گی...منم باهات حرف میزنم.مثل خودت !

زبــونتو در میاری مثلا میخوای فوت کنی...انقدر خوشم میاد که نگو.

وقتی شیر میخوری چه ها که نمیکنی!با دستات!منم بهت خیره میشم و قربون صدقه ات ميرم .

وقتي صدات ميكنم به سمت صدا برميگردي ...و شروع ميكني به خنديدن.

گاهی اوقات به پهلو میشی ولی کامل غلت نمیزني .

تو بغل غریبه و اشنا شــادی و خنـــدون،مخصوصا با جنس مذکر ارتباط صمیمانه تری داری .

همه در اولین نگاه میگن:چه پسر خوش اخلاقی.

وقتی بابایی از درمیاد تو اینقدرتوبغلم دست وپا میزنی که نگه داشتنت دیگه برام سخت میشه..

وقتی گوشی تلفنومیدم دستت بادقت به صدا گوش میدی ومیخندی..

باش و با بودنــت باعث بودن مـــن باش گل پسرم

دوستت دارم مامان😙😙



پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف