جوجه طلایی ما

یازده ماهگی

1397/5/29 9:19
نویسنده : مامان وبابا
44 بازدید
اشتراک گذاری
سلام پسرنازنینم

کم کم داریم به تولدت نزدیک میشیم..

امروز یازده ماهت شد😊

این روزای تو..

هنوز نمیتونی بدون کمک بایستی .

تالباس میپوشم یا کالسکه تو میارم..سرتو

خیلی معصومانه کج میکنی ومیگی  د` د `

عزیز دلی دیگه..

میری سریخچال وباذوق میخوای درش وباز کنی..وقتی دریخچال وبرات باز میکنم زود دستتو برای بطری آبت دراز میکنی .. 

امان از وقتی که تلویزیون آهنگ پخش کنه ..سرتو با ریتم آهنگ تکون میدی وبا دستان میخوای بشکن بزنی..چون نمیتونی با دهن صداشو درمیاری😂😂

عاشق سیم های برقی😯😯

سیم جاروبرقی ..اتو..تلفن..

کلا همه رومیگیری میکشی..

چاردست وپاازپله ها هم بالا میری..

انبه وموزوهندونه وماست خیلی دوست داری.

یه ذره هم تنبلی هااا تا چیزی ومیخوای دستت نمیرسه برداری نق میزنی تا کمکت کنم.

بادو تا دستات نازم میکنی و مثلا میگی نازی 😂😂

خیلی صدا درمیاری..قربونت برم که میخوای حرف بزنی..همش میگی ها ها...توآشپزخونه کارمیکردم..بعد متوجه شدم هرکار میکنم صداشودرمیاری..مثلا صدای فندک گاز😅😅صدای شیشه پاک کن.یه دستمالم میگیری دستت مثلا داری تمیزمیکنی😊

مامان وبابا و آپ و میگی..

چند تا جوش روی چونه ات درآوردی😁😁

انشاالله خدا حفظت کنه عزیز دل مامان.

مامان عاشقته وهرروز هم این علاقه بیشتر میشه😍😍









پسندها (2)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان صدرامامان صدرا
13 شهریور 97 14:44
بغل
مامان وبابا
پاسخ
🌹🌹
1