جوجه طلایی ما

جان وجانان منی

آغازسال 1398

سلام فرشته کوچولوی مامان الان با خاله فائزه تو  پشت بوم نشستیم...انگار مجبوریم..از فرط سرما چسبیدیم به هم ویه پتو هم کشیدیم رومون😂😂😂 گل پسرم پیش مامان نگار خوابیده.. امروز دومین روز از سال 1398بود. عزیز دل مامان هم خوشتیپ شده هم شیرین زبون..هر چی میگیم تکرار میکنه..اسم همه رو صدا میکنه..امروز اومدیم خونه آقا ومامان نگار که تا الان موندنی شدیم.. عزیز دلم سال خوبی داشته باشی.دوستت دارم عاشقتم.. در ضمن دیروز هشتمین سالگرد ازدواجمون بود..مبارکمون باشه..با بودن تو خوشبخت تراز همیشه ایم.. ...
3 فروردين 1398

تولدم مبارک

تولدمه دیگه😄😄😄 کاش باور داشتیم هر روز که بیدارمیشیم تولدمونه..هر روز که خدای مهربون به ما مهلت زندگی کردن میده..اما حیف که ما فقط سالروز تولدمون وجشن میگیریم.. امروز 32سالم شد..رقم بالاییه😂😂 نه واسه من که عاشقم..عاشق همسر مهربون وپسر عزیزم..تو افکارم هیچ وقت این لحظه رو فکر نمیکردم..هیچ وقت این همه خوشبختی و حس نکرده بودم.. هر روز که میگذره پیرتر میشم..پیر نه بزرگتر درست تره😊😊 پا به پای پسرم بچگی میکنم وباهاش بازی میکنم...خدا جون به خاطر همه چیز شکرت...دوستت دارم راستی یه هدیه به یاد ماندنی از پسر مهربونم. وقتی ازت میپرسم مامان وچند تا دوست داری میگی...دهتا....یعنی واسه من یه دنیاس...😙😙😙😙😙😙 دوروزه اگه حوصله ات بگیره بهم میگی مامان جون😄😄😄 ...
19 اسفند 1397

روز مادر

،،،،مادر،،،نوشته میشود،اما عشق خوانده میشود صبر خوانده می شود. محبت خوانده می شود. ودلیلی برای ادامه زندگی خوانده می شود. ،،،مادر،،،نوشته می شود. ومیتوانی با همین کلمه چهار حرفی زندگی را معنا کنی. مادر عزیزم روزت مبارک🌹🌹🌹🌹🌹 روز همه مادران سرزمینم مبارک🌼🌼 مادر بودن حس خوبیه..ولی کاش مادر خوبی باشم برات عزیزم. خیلی دوستت دارم.خدا جون ممنون که این لطف ودر حقم کردی که حس مادر بودن رو بچشم..یا فاطمه الزهرا حواست به هممون باشه😊😊.. واما این روزای تو...خیلی شلوغ کار شدی..و از قبل بدخواب تر وکم خواب تر. دیروز خونه مامان نگار همه مشغول تعریف بودیم که عزیز وصدا زدم..دیدی جواب منو نداد..داد زدی عزیز...خیلی شیرین گفتی.. به حلما ونازنین هم میگی آجی. خیلی...
18 اسفند 1397

عزیز دلم

سلام به فرشته کوچولوی من که دنیای من وبابایی رو زیبا کردی. سوم اسفند...یه اتفاق جالب ودوست داشتنی که هیچوقت یادمون نمیره. برای اولین بار بابایی رو صدا کردی. بزار تعریف کنم. توآشپزخونه مشغول بودم که بابایی روصدا کردم.یاسر...بابایی هم تلویزیون نگاه میکرد ومتوجه نشد.یهو گفتی... اوسر... دوباره صدات کردم. پشت سرم دوباره گفتی اوسر...وای که چه لذتی داشت..خوش بحال بابات😂😂😂 دیگه...مرضی جون هم میگی(مضی دون)آقا رو میگی(قاقا).. خیلی حرف میزنی ..حیف که نمیشه بنویسم چیا میگی... بهت میگم گوشت وبیار..ودر گوشت میگم.. خیلی دوستت دارم ..عاشقتم😊😊 توهم ناز میکنی برام. مشغول مرتب کردن کشوم بودم که دیدم همش با خودت میگی..چش چش...دیدم یه مداد برداشتی ورو...
6 اسفند 1397

17ماهگی

سلام نازنین پسرم. این روزا بیشتر وقتم روبا تومیگذرونم و همش باهم بازی میکنیم..بیشتر قایم موشک وبدو بدو و کلاغ پر و.. قربون قد وبالات برم عزیزم. عاشق ماستی...سرسفره تا ماست میاریم  سر وصورتت و با ماست یکی میکنی😊 تا ده میشماریم البته فقط یک و دو و سه و پنج و شش و ده ومیگی😁😁😁 صبح یه سر رفتیم پارک..کمی برف بود. گوله میکردی و تا سه میشمردی وپرت میکردی☺ تقریبا یک ماه مونده به عید .. دوستت دارم عزیزم. اینجا گیر داده بودی که کش مو روببندم برات😂😂😂 جان وجهان منی عزیزم...
25 بهمن 1397

خاله

سلام عزیز دل مامان. دیروز رفتیم خونه آقا جون ومامان نگار😊😊 شب هم رفتیم خونه خاله مرضیه جون😊 هفته پیش یه بار گفتی خاله..ولی شب خونه مرضی جون..همش صداش میکردی آ له..تا میرفت صداش میکردی که بیاد پیشت..تا دلت میخواست شیطونی کردی وهمه کشوهاشو ریختی بیرون😂😉 وقتی دلت باشه چیزی بخوری..با شیرین زبونی میگی اخویم...دلت هم نخواد میگی نه نخویم..😂😂فدای حرف زدنت
12 بهمن 1397

16ماهگی

سلام گل پسرم. این بار هم با چند روز تاخیر.یادداشت 16ماهگیت ومینویسم. اصلا باورم نمیشه این همه از اومدنت گذشته..خیلی بهت وابسته ام وعاشقانه دوستت دارم😊😊 تو هم هر روز بیشتر بغلمی و وابسته تر میشی..که این موضوع یه ذره صدای بابایی ودرآورده ومیگه که من بغلیت کردم. این روزای دلبندمامان. چند بار بایدصدات کنیم تا با لحن شیرینت بگی..بللله وقتی فوتبال نگاه میکنی..با ذوق دستاتو مشت میکنی ومیگی ..گلللللل خیلی شیرین میگی. این روزا که بازارفوتبال داغ و مسابقات آسیایی.. بغل بابایی میشینی ومیزنی رو پات ومیگی اکه هی...یا نوچ نوچ میکنی...بعد هم گللللل خیلی سخته بنویسم که چی میگی😂😂😂😂 چند روز پیش برف میبارید.خاله مرضی جون نشونت داد وگفت برف میباره. ا...
3 بهمن 1397