جوجه طلایی ما

تولدت مبارک

سلام ناز پسر مامان خوش بحالت شد..مرکز بهداشت واکسن نداشت وموند واسه یکشنبه. یک سال پیش من تواین ساعتها چه حسی داشتم😐 کمر درد شدید..ولی یه حس عجیب وخوب..چون تو کنارم بودی. توبغلم بودی..انقدر گشنه ات بود که همش دستاتو میخوردی.. خدا جون شکرت..بخاطر همه چیز شکرت. پسرم مراقب باش، اینجا زمین است. اینجا زمین گاهی خشک و سخت، وگاهی نرم و نمناک است. اما باید طوری زندگی کنی که همیشه ردپای بودنت برای جهان و جهانیان بماند. نگذار زمین و آسمان سرنوشت تو را تعیین کنند و باید این را بدانی که نه آمدنمان دست خودمان است و نه رفتنمان!!! اما آمدن ورفتن دونقطه اند، اینکه چگونه بهم وصل میشوند، هنر آدم بودن و آدم ماندن ماست. پسرم تولدت مبارک..همیشه بهترین با...
23 شهريور 1397

تولدت مبارک گل پسرم

سلام عزیزترینم پسر عزیز تر از جانم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگیم است گاهی با خود فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست فرشته ی کوچک من از خدا هزاران بار ممنونم که شادی بودنت را به من بخشید پسرم تولدت مبارک😍😍😍😍😍😘😚😘😘 این روزای تو.. با ذوق دو سه قدم میری ومی افتی اونم با احتیاط وآرام. محرم رسیده وبا شنیدن صدای مداحی وروضه هم دست میزنی😯 به به و ددر وآپ وماما ن و خیلی میگی ... هنوز خوابت اذیتم میکنه..وقتی خونه خودمونیم خیلی خوبی..ولی خدا نکنه بریم جایی ..اصلا نمیخوابی و همش نق میزنی امروز که از ساعت 6صبح بیدا ر شدی ونخوابیدی تا ساعت 9شب. فدات شم فردا وقت واکسنت...
21 شهريور 1397

یازده ماهگی

سلام پسرنازنینم کم کم داریم به تولدت نزدیک میشیم.. امروز یازده ماهت شد😊 این روزای تو.. هنوز نمیتونی بدون کمک بایستی . تالباس میپوشم یا کالسکه تو میارم..سرتو خیلی معصومانه کج میکنی ومیگی  د` د ` عزیز دلی دیگه.. میری سریخچال وباذوق میخوای درش وباز کنی..وقتی دریخچال وبرات باز میکنم زود دستتو برای بطری آبت دراز میکنی ..   امان از وقتی که تلویزیون آهنگ پخش کنه ..سرتو با ریتم آهنگ تکون میدی وبا دستان میخوای بشکن بزنی..چون نمیتونی با دهن صداشو درمیاری😂😂 عاشق سیم های برقی😯😯 سیم جاروبرقی ..اتو..تلفن.. کلا همه رومیگیری میکشی.. چاردست وپاازپله ها هم بالا میری.. انبه وموزوهندونه وماست خیلی دوست داری. یه ذره هم تنبلی هااا تا چی...
29 مرداد 1397

ضربان قلب منی

سلام به روی ماهت.. عزیزترازجانم..هر روز شیطون تر میشی وکارای خطرناک میکنی.. سیم برق وکشیدی واز پریز درآوردی😕 شعله پخش کن واز زیر قابلمه (سرگاز)کشیدی وانداختی زمین😲 خدا رحم کرد بهمون وچیزی بهت نشد..خدا روصدهزار بار شکر😊😊 هنوز راه نمیری ولی واسه چند ثانیه بدون کمک وایمیسی..قربون قدوبالات برم😍😘 تا تلویزیون آهنگ پخش میکنه..محکم دست میزنی حتی بشکن هم میزنی ..وبا دهن صدا درمیاری اینقدر شیرین شدی که جون میدم برات😂 ...
15 مرداد 1397

جان جانان منی

سلام نازنین پسرم آخرین روزازتیرماه هم سپری شد. دوروزه تا بهت میگم بوس بده پیشونیتومیاری جلو تا ببوسم..بعضی وقتا هم بی محابا خودت سرتو میاری جلو😂😂 دوبار همچین محکم با پیشونی زدی به لبم که زخم شد😯...فدای سرت عزیزم. امروز بیشترازپنجاه بار بوسیدمت وتوهم خسته نمیشدی وبازیت گرفته بود😄😄 خیلی جالبه که هیشکی وبوس نمیکنی..الا خودم😘😚😚😚 اینم شده یه بازی واسه ما😗😙😚😘 هنوز راه نمیری..ولی سرپا وایمیسی ،خیلی هم ذوق میکنی. هواخیلی گرمه وکمتر بیرون میبرمت.به همین خاطر باهات بازی میکنم که کمتر بی قراری کنی..لی لی حوضک وخیلی دوست داری..ماشین بازی وتوپ بازی رو هم همینطور..البته دالی موشه روهم دوست داری😂😂 دیگه چی میمونه😅😅 عاشقته مامان😍😍...
30 تير 1397

ده ماهگی

سلام عزیزترازجانم 22روزاز تابستان گرم میگذره و من جشن ده ماهگی تورو میگیرم. با ذوق دستا تو از تودستم ول میکنی وسعی میکنی سرپا وایسی.. دندونای نیشت هم دارن درمیان. عزیز نازنینم خیلی دوستت دارم. ...
27 تير 1397

عشق مامان

سلام نازنین پسرم. این روزای تو. امروز برای اولین بار دست دادی بهم..تا دستمو دراز میکنم دست میدی واینقدر ذوق میکنی وقتی دستمون تودست همه ...محکم تکون میدی دستمو😀😀 دوروزه باماشین پلیست مشغولی😊 البته نا گفته نمونه که همش بهونه میگیری ومیای بغلم. ازمبل میگیری وراه میری ودور اتاقومیزنی. تادر خونه وباز میکنم باهمسایه صحبت کنم.مثل ماشین کوکی (سریع)میری خونشون😂 تا بابایی از سرکارمیادمیری بغلش..انگاری یه ساله ندیدیش. بابایی هم با اینکه خسته اس ولی میبرتت بیرون پدر وپسریه دورمیزنین وبستنی به دست میاین خونه. اینقدر بالذت بستنی میخوری😋😋 ماشاالله شش تا دندون درآوردی. همش دستمو گاز میگیری..وقتی هم بغلمی.گیرمیدی به چونه ام وگاز میگیری..جوری که اشکم...
18 تير 1397

تندیس دست وپای گل پسرم

این مطلب انتشار نشده مال 22اسفند سال 1396می باشد😀😀 عزیز تراز جانم امروز شش ماهت کامل شد. باخاله نفیسه کلی تلاش کردیم تا بتونیم تندیس دست وپاتو درست کنیم. ولی از اونجایی که گل پسرمن خیلی حساس وقلقلکیه اصلا اجازه نمیدادی😯😯 بالاخره با زحمات فراوان وخرابکاری های بسیار..موفق شدیم یه چیزی درست کنیم.. تزئینات اتاقت هم در آخرین روزهای اسفند که چه عرض کنم آخرین ساعات سال 1396..به اتمام رسید. امسال مطمئنم سال خوبی خواهد بود..چون فرشته ای مثل تو کنارمونه..باتوکل به خدا .. مامان عاشقانه دوستت داره..😍😍 ...
9 تير 1397

نه ماهگی

سلام عزیز دلم. این روزا ذهنم همش درگیر دستات بود یادم رفت مطلب واسه نه ماهگیت بزارم..ببخش ناز گلم. دلبری هات خیلی بیشتر شده،وقتی بابایی میاد اینقدرخوب ازش استقبال میکنی که محو رفتارت میشم. صبح ها وقتی بابایی میره سرکار پشت سرش گریه میکنی..ومن دراون لحظه ماموریت دارم سرت وگرم کنم تامتوجه رفتن باباییت نشی😐😐 هرروز عزیز تر وشیرین تر میشی..خودتو لوس میکنی وبعضی وقتا الکی گریه میکنی تابغلت کنم...(منم تواین مورد به بقیه گوش نمیدم که میگن بغلش نکن بزار بغلی نشه) باتمام وجود بغلت میکنم.. کوچکترین چیزی که روی زمین باشه میزاری تودهنت وهیچ جوره هم نمیزاری از دهنت در بیارم.. همین الان داشتی بغل بابایی بازی میکردی وباهم فوتبال برزیل وسوئیس ونگاه میک...
27 خرداد 1397